X
تبلیغات
میثاق
 
 
|

چی میشه یه عده که دیدند دفاعشون در 4 سال قبل امروز شده مایه ی ننگ، همچنان دفاع میکنند و باز همون رویه ی قبل رو میرن... کی میخوان از خواب غفلت بلند بشن... تا کی میخواد این انقلاب فرزندانشو بخوره... و این جوون ها با اسم دین و خدا به این خوردن کمک کنه؟


نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 92/03/09
زمان :
ای امِ بی بنین شده، ام البنین! سلام!
|


ای آبروی خلقت زن در زمین، سلام!
بانوی آسمانی مرد آفرین، سلام!

مولا تو را ستود به شیواترین درود
زهرا تو را سرود به زیباترین سلام

ماهت به جلوه ای کمر شام را شکست
بادا از آسمان به تو ماه آفرین، سلام!

ساقی قیام کرد و به مستی نماز خواند
آنقدر مست بود که در آخرین سلام -

در سجده رفت و فاطمه گفتش: «قبول حق»
الحق کسی ندیده به عمرش چنین سلام

از آنچنان قیام، نباید جز این سجود
از آنچنان نماز، نشاید جز این سلام

ای باغبان لالۀ عباسی آفرین!
ای امِ بی بنین شده، ام البنین! سلام!

***

در آرزوی گوشۀ چشمی... عنایتی...
من ماندم و امید جوابی به این سلام

 

از جواد زهتاب



نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 92/02/04
زمان :
یاد ایام وبلاگ نویسی در "میثاق"
|

قبل از اینکه برم توی محی های پلاس و فیس بوک، برام این وبلاگ و قبل اون وبلاگ فیلتر شده ام، بسیار محبوب بود، بماند مدتی هم از این محیط دور شدم و رفتم و همه ی پست های قدیمی روو ثبت موقت کردمف اما بازم یادش می کنم، یاد خاطراتی از شروعش، یعنی خرداد 89 که امروز به خاطر این یادآوری باز بنر محبوبم رو روی قالب وبلاگ گذاشتم و پست های سال های قبل رو اکتیو کردم و خودم تک تکشونو مرور کردم... چه روزهایی داشتم با تو "میثاق"....



:: موضوعات مرتبط: دلنوشته ها
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 92/02/04
زمان :
|


با آیـه آیــه ی عمــــــرت نوشته ای
بیخود مقام فاطمه کوثر نمی شود
از حسین رستمی



:: موضوعات مرتبط: و اما شعر
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 92/01/15
زمان :
دریای رحمت
|

در کوه انعکاس خودت را شنيده‌اي
در سعی‌ها صفای دلت را دويده‌اي

افسانه بود قبل تو رویای عاشقان
تو پای عشق را به حقیقت کشیده‌ای

تَبَّت یَدا ابی لهبان شعله می‌کشند
تا «لا» به لب، به خرمن بت‌ها رسیده‌ای

رويت سپيده‌ايست که شب‌هاي مکه را ...
خالت پرنده‌ايست رها در سپيده‌اي

اول خدا دو چشم تو را آفريد و بعد
با چشمکي ستاره و ماه آفريده‌اي

باران گيسوان تو بر شانه‌ات که ريخت
هر حلقه يک غزل شد و هر چین قصيده‌اي

راهب نگاه کرد و آرام يک ترنج
افتاد از شگفتي دست بريده‌اي

مستند آیه‌ها، عرق «عقلِ اول‌»ند
یا از درخت معرفت انگور چيده‌اي

آه ای نگار من! که به مکتب نرفته‌ای
ای جوهر یقین! که مُرکّب ندیده‌ای

عشقی و بی بلندی پرهای جبرئیل
تا خلوت خدا، تک و تنها پريده‌اي

حق با تو، با صدای علی حرف می‌زند
جانم! عجب صدایی و به به! چه ایده‌ای!

بر شانه‌ی تو رفت و کجا می‌توان کِشد
عالم، چنین که بار امانت کشیده‌ای

دستت به دست ساقی و جایی نخوانده‌ام
توحید را چنین که تو در خُم چشیده‌ای

درياي رحمتي و از امواج غصه‌ها
سهم تمام اهل زمين را خريده‌اي

حتي کنار اين غزلت هم نشسته‌اي
خط روي واژه‌هاي خطايم کشيده‌اي

گاهی هزار بیتِ نگفته، نهفته است
زیبای من! در اشک به دفتر چکیده‌ای

گفتند از جمال تو اما خودت بگو
از ‌آن محمدي (ص) که در آيينه ديده‌اي

از قاسم صرافان 

پینوشت این شعر رو با آهنگ فیلم محمد رسول الله (ع) از اینجا بخونید :)

میلاد رحمت عالمین مبارک باد 



:: موضوعات مرتبط: و اما شعر
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 91/11/10
زمان :
بی سر و سامان توام یا حسین ع
|

من از تولد عاشقم، وقتی پدر با عشق

بعد از اذانش "یاحسین (ع)" ی خواند در گوشم


از قاسم صرافان





:: موضوعات مرتبط: و اما شعر
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 91/11/07
زمان :
دلتنگی به وسعت بهشت زهرا...
|

شاید به نظر خیلی ها مسخره بیاد که دوست داشته باشی هر یک هفته میون بری بهشت زهرا و از در مترو که خارج میشی اروم اروم به بلوار برسی و از اون موقع بدونی دیگه داری وارد محدوده ی قطعه ی 29 بشی و هندزفریتو در بیاری و با موزیک زمینه خداحافظ رفیق بعد از زیارت دوست آسمونیت تاریخ شهادتش در تولد یک سالگیته بری به سمت مزار شهید صیاد و بعد هم با صدای خود شهید اهل قلم بر سر مزارش چند دقیقه ای بنشینی! 

راهتو ادامه میدی و میون راه به ساخت و سازهای جدید نگاه میندازی که ای بابا! شاید یه شهیدی رو گم کنی!

باز هم که از کنار تانک گذشتی ویاد این میفتی اگر با دسوتام بودم و مث همه ی وسط هفته ها اینجا انقدر سوت و کور بود و انگاری فقط واسه تو ساختنش میپریدید بالا و می دیدید انقدرها هم روندن یه تانک ساده نبوده ها! :)

راهتو باز ادامه میدی و وقتی داری از کنار شهدای حج میگذری صدای پیر جماران و عزیز و مقتدای دلت رو میشنوی که اون حرفشون قبل رفتن هیمن شهیدا شده یه کتابی به نام "فریاد برائت" و چقدر هم این کتاب زیباست!

بعد هم میری اون سمت میدون و وارد قطعه ی 24 که شدی و از شهدای هوافشایی که گذشتی میرسه به یه بوستان پر گل معطر! اونجا پره شهیدای طلائی هستش! همه ی شهیدا طلائی اند اما بعضیا هستند از بقیه بیشتر برق نگاهشون آدم ها رو انسان کرده! از هر چی بگذری ابهت شهید چمران و نگاه به وسعت تاریخ همت و چالاکیه باقری و فیگور باحال فکوری و علم طلب بودن تهرانی مقدم رو نیمتونی فراموش کنی!

همیشه هم انگار اونجا وعده گاهته! وعده گاهی که توش دیگه هم فضا زیباست هم دلت زیبا و به همه ی عشق های دنیات میرسی و شروع میکنی به شعر خوندن!! شعر و شعر و شعر!!!

دیروز اگر به دست بلا لاله کاشتیم

امروز، چشم مرحمتی نیز داشتیم

این جاده را به پای سلامت نرفته ایم

هر گام، یک عزیز به جا می گذاشتیم

بعد هم از شهید کوچکی میگذریم که 13 سال بیش نداشت و میرسیم به شهدای 22 تن که باز حرصت در میاد که وسط هفته ها اکثرا بسته است و باز هم یه سلام از دور میدی و میری سراغ قطعه 26 که به یاد دایی شهید خودت دایی شهید دوستت رو زیارت میکنی و یه باری هم قلم به دست گرفتی و رنگی زد یو این شد از بهترنی لذت های رندگیت.

آره رفیق اینا همیشه منتظری یه روز چشم پاکی داشته باشی و یه سری موتورسورار رو ببینی که دارن رد میشن، خندان و شاد! با طعم خوش خداحافظ رفیق!





:: موضوعات مرتبط: دلنوشته ها
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 91/11/05
زمان :
خشم از دیدگاه مرحوم حاج آقا مجتبی
|

خدا بیامرزه این مرد بزرگ رو، حاج آقا مجتبی رو میگم، خیلی زیاد دوستشون میداشتم، حرف های عمیق در قالب جملاتی کلیدی و بیانی ساده، فکرکنم اولین باری که باهاشون آشنا شدم سال سوم دانشگاه بود تازه! چند تا سخنرانی و بعد هم آشنایی های بیشتر

یه فایل صوتی از سال 59 ازشون دارم که مربوط میشه به دروس اخلاقیشون، که در شش جلسه بحث خشم رو بررسی میکنند.

راستی رفیق؟ توی این همه دغدغه هایی که اطرافمونه! از کار، زندگی، درس و ... چقدر وقت داریم کمی هم تهذیب نفس کنیم؟ روزی چند ساعت برای این امر وقت میذاریم؟ اصلا هفته ای چند ساعت؟

بگذریم....

چند خط از این سخنرانیه دلنشین:

نیروهای انسانی بر چهار قسم هستند: 1.عقل 2.غضب 3.شهوت 4.وهم

تمام نیروهای آدم در وجود خیر مطلق هستند

استعمال این نیرو در رابطه ی با انسان به 3 طریق افراطی، تفریطی و متعادل هست.

اونچه در روایات ذم شده و موزد سرزنش هست موارد افراطی و تفریطی اون نیروست!

در تعریفی دیگر خشمی که برای دنیا و  هوای نفس است مذموم و خشمی که برای غیردنیا و برای خدا باشد ممدوح است.

در روایتی دیگر رسول خدا (ع) می فرمایند:نیرومندترین شما کسی است که هرگاه خشنود شد،خشنودی اش او را به بیهوده کاری نکشد و هرگاه خشمگین شد، خشم اش باعث نشود از گفتار حق تجاوز کند.

انسانی که تهذیب نفس کرده حالت اعتدالی بر خشم دارد. بنابراین خود خشم خوب است بطوریکه در رابطه ی رسول خدا (ع) گفته شده اشداء علی الکفار (که شدت یکی از  نشانه های خشم است).

پس در مقابل خشم باید در مدار حق بود و برای در مدار حق بودن باید تهذیب نفس داشت و خودسازی!

خودسازی هم معنایش این است که انسان کاری کند خودی در کار نباشد و همه اش خدا باشد. از نیرویش استفاده می کند در راه خدا! خشمکین میشود در راه الله!

------------------------------------------------------------------------

پینوشت: از وقتی این شبکه های مجازی اومده همین فیس بوق و گوگل پلاس رو میگم! کلا نوشتارشون با وبلاگ فرق کرده و ما هم عادت کردیم به اون نوشتار! این متن هم مشابه دیگر پست هام نیست!! چون نوع نوشتارم عوض شده! :) جالب انگیزناک :)


بر باد فنا گر ندهی گرد خودی را

هرگز نتوان دید جمال احدی را




:: موضوعات مرتبط: دو کلام حرف حساب
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 91/11/04
زمان :
|

بعد از 109 روز به وبلاگت سر بزنی یه پست بذاری خیلی شاهکاره خیلی :)

و اینکه اصلا قالب وبلاگت پریده!! موزیکش پریده!!! حسش نیست حتا متن بذاری!

همین و دیگر هیچ!

:)


نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 91/11/04
زمان :
ساز مخالف
|


آرام بگیر میان دو تلاطم

دوری و دل دادگی...

***

اینقَدَر ساز مخالف زد

که گذاشتمش پشت در دل

حالا برای خودش تنها مانده عقل

یک روز رسیده میشود و طعم حس های خوب را تجربه میکند

-------------------------------------------

پینوشت: همین عنوان را در کوچه های بغلی بخوانید



:: موضوعات مرتبط: کوچه پس کوچه های کاغذی
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 91/07/14
زمان :
سراب
|

اینجا بیابانی است

با پای برهنه بهتر می توان

خُشکه خُشکه های گِلِ روی زمین تفیده اش را حس کرد

تیغ تیز آفتاب و بوته های خشکیده ی امید

زوزه ی باد هم واماندگی اَم را زمزمه می کند

و من اینجا

با لب تشنه ای از عشق ایستاده ام

با اینهمه دلتنگی

به سرابی هم قانع اَم

بهانه ی خوبی است برای چندین قدم دویدن

کفتارها هم به هیجان می آیند از این خیزش

شاید رکود این بیابان را باید اینگونه شکست

دنیای عجیبی دارد این بیایان

بیابانی به نام ذهن...



پینوشت: همین عنوان را در کوچه های بغلی بخوانید:

چه صبری دارد خدا ( سجاد رامشت ) وقتی دلم تنگ می شود (شاه نعمت الهی ) / بوی باران عطر خاک (باران سادات) / پرسه خیال (رضوان پری) /  میثاق ( زینب حیدری) / انتهای بیراهه (ف@طمه) /حرف های نزدیک ( مرمری) /  ترخون (مهدی زرین قلم) /  منتظر پرواز /پنجره ( محمد رضا)طنز تلخ، قهوه اسپرسو (ما، ریحانه) / مینی تاک (هانیه) / ذهن مرا دنبال کنید (محمد الف) / سین عین طا / جشن بارون(نسرین)  / روزهای من (یک بنده ی خدا) / رضــا دل(محمد) / پسر خاک (ساجد) / نامه ها (امید حق گویان) / ما که رفتیم(محمد) / :ساعت25 / به همین زودی (مهشید) / دری وری های یک کیبورد به دست / صور اسرافیل(زهرا) / خانوم مهندس می نویسد / به قلم آنها که به بهشت نمی روند ( سحر )مکتوب(علی) /امروزه / خدا - عشق - امید ( زهرا ) / مرد کاغذی (ابراهیم ) / زمزمه ی قاصدک های بی خبر(زری) / امید قلب ما روزی مثال نور می آید(مرصاد) //Always in All Ways /وبکده (فاطمه)/میدونم یکی هست که همیشه حواسش به منه (the scorpio)// رهگذر (ستاره) /دادارآباد (حیدری هائی)/این نیز نگاهی ست به افتادن یک سیب...(مداد سفید)/رندان( مانے) /متولد ماه تیر /دنیای کاسـپر /  نای نی paradise / نزدیکم(سین میم آ) / خاکسترکهایم ( زهرا) / shadow ژی / ملچ مولوچ های وروجک و خاله ریزه / زانوی عروج / پرواز شاعرانه (پروانه) / خطوط دلتنگی (هادی) / perspective )الهه)به سادگی سکوت (ستاره)  / نمیدونم چی بنویسم /هوالعشق/لمس تنهایی ماه (فاطمه) /بالکن (احسان) / چقدر پشت دلم خالیست (صحرا) / و پرسه هایی که تا ادامه می روند /سکوت شب /عبور از خود/ لباس شکر /من او (عطیه) / خانه دوست کجاست (مستاجرجدید) / دختری در دست احداث / تو به من نگاه کن و مرا اینگونه نبین / شهادت دروغ (ال ناز)




:: موضوعات مرتبط: کوچه پس کوچه های کاغذی
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 91/06/17
زمان :
قصه ی این عکس / 4
|

قاطر برایم یاد آور روستاست

و پاکی هایش

یاد آور روزهای زیبایي كه مدت كوتاهي سپري كردم با رود و بیشه و زمين و مزرعه و خشت خام

و حتا خر سواری

اينجا در هياهوي دود، بنز که ببینند

زیباست برایشان و خلقت خدا تماشایی

اما به تو میخندند

به توی زیبا


پينوشت: همين عنوان را در كوچه هاي بغلي بخوانيد:

www.koocheha.mihanblog.com




:: موضوعات مرتبط: کوچه پس کوچه های کاغذی
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 91/06/03
زمان :
|

حوصله نَدارَم

حوصله از سَرَم لَبریز شُده بود
ریختَمَش دور
شایَد برای تُ بِهتَر این بود میدادَمَش یه خودَت
که حوصله ات تا فَلک هم بالا میرود...
یا جای مَن اینجا بود یا حوصله
یا جای دل آشوبی
مَن میان اینها
تُ را انتخاب کردم، تُوی با حوصله را
تُ را بی اضطراب و دلهُره
بیا اندکی چای بنوشیم
چایی سَرخالی
از هَرچه لَبریز شُدنی است بَدَم می آید...

پ.ن: قدری حوصله به مَن قرض می دهید؟ همه اش را ریخته ام دور..

.



:: موضوعات مرتبط: دلنوشته ها
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 91/06/02
زمان :
...
|

یک سلامم را گر پاسخ بگویی میروم

لذتش را یا تمام شهر قسمت میکنم



:: موضوعات مرتبط: دو کلام حرف حساب
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 91/05/04
زمان :
...
|

اساسي‌ترين عامل شکست انسانيت در دوران ما
به شوخي گرفتن و بي‌اعتنايي به موضوع تعهد است.

علامه محمد تقي جعفري

پینوشت: حرف دلم را میزنم. هر چند سخت... ابن رسم عاشقی است.


:: موضوعات مرتبط: دو کلام حرف حساب
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 91/05/01
زمان :