الهی و ربی من لی غیرک....
|

برادران یوسف وقتی خواستند یوسف را به چاه بیفکنند یوسف لبخندی تلخ زد..یهودا پرسید چرا خندیدی؟ اینجا که جای خنده نیست!یوسف گفت روزی در فکر بودم چگونه کسی می تواند به من اظهار دشمنی کند با اینکه برادران نیرومندی دارم اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد تا بدانم که نباید به هیچ کس غیر او تکیه کنم..


نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 93/04/21
زمان : 1:42
الهی و ربی من لی غیرک....
|

برادران یوسف وقتی خواستند یوسف را به چاه بیفکنند یوسف لبخندی تلخ زد..یهودا پرسید چرا خندیدی؟ اینجا که جای خنده نیست!یوسف گفت روزی در فکر بودم چگونه کسی می تواند به من اظهار دشمنی کند با اینکه برادران نیرومندی دارم اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد تا بدانم که نباید به هیچ کس غیر او تکیه کنم..


نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 93/04/21
زمان : 1:42
نهج البلاغه 1
|

قسمتی از خطبه 216 نهج البلاغه

مردم  از پست‏ ترين حالات زمامداران در نزد صالحان اين است كه گمان برند آنها دوست دار ستايش ‏اند، و كشور دارى آنان بر كبر و خود پسندى استوار باشد ، و خوش ندارم، در خاطر شما بگذرد كه من ستايش را دوست دارم، و خواهان شنيدن آن مى ‏باشم. سپاس خدا را كه چنين نبودم و اگر ستايش را دوست مى‏ داشتم، آن را رها مى‏ كردم به خاطر فروتنى در پيشگاه خداى سبحان، و بزرگى و بزرگوارى كه تنها خدا سزاوار آن است. گاهى مردم، ستودن افرادى را براى كار و تلاش روا مى ‏دانند. اما من از شما مى ‏خواهم كه مرا با سخنان زيباى خود مستاييد ، تا از عهده وظايفى كه نسبت به خدا و شما دارم بر آيم، و حقوقى كه مانده است بپردازم، و واجباتى كه بر عهده من است و بايد انجام گيرد اداء كنم، پس با من چنانكه با پادشاهان سركش سخن مى‏ گويند، حرف نزنيد، و چنانكه از آدم‏ هاى خشمگين كناره مى‏ گيرند دورى نجوييد، و با ظاهر سازى با من رفتار نكنيد، و گمان مبريد اگر حقّى به من پيشنهاد دهيد بر من گران آيد، يا در پى بزرگ نشان دادن خويشم، زيرا كسى كه شنيدن حق، يا عرضه شدن عدالت بر او مشكل باشد، عمل كردن به آن، براى او دشوارتر خواهد بود . پس، از گفتن حق، يا مشورت در عدالت خوددارى نكنيد، زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم  و از آن ايمن باشم نمى‏ دانم، مگر آن كه خداوند مرا حفظ فرمايد. پس همانا من و شما بندگان و مملوك پروردگاريم كه جز او پروردگارى نيست. او مالك ما، و ما را بر نفس خود اختيارى نيست. ما را از آنچه بوديم خارج و بدانچه صلاح ما بود در آورد. به جاى گمراهى هدايت، و به جاى كورى بينايى به ما عطا فرمود.


نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 93/03/09
زمان : 13:41
برگی از صحیفه امام (س) 3
|

صحيفه امام، ج‏21، ص: 98

 

علما و روحانيون ان شاء اللَّه به همه ابعاد و جوانب مسئوليت خودآشنا هستند ولى از باب تذكر و تأكيد عرض مى‏كنم امروز كه بسيارى از جوانان و انديشمندان در فضاى آزاد كشور اسلامى‏مان احساس مى‏كنند كه مى‏توانند انديشه‏هاى خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامى بيان دارند، با روى گشاده و آغوش باز حرفهاى آنان را بشنوند. و اگر بيراهه مى‏روند، با بيانى آكنده از محبت و دوستى راه راست اسلامى را نشان آنها دهيد. و بايد به اين نكته توجه كنيد كه نمى‏شود عواطف و احساسات معنوى و عرفانى آنان را ناديده گرفت و فوراً انگِ التقاط و انحراف بر نوشته هاشان زد و همه را يكباره به وادى ترديد و شك انداخت. اينها كه امروز اينگونه مسائل را عنوان مى‏كنند مسلماً دلشان براى اسلام و هدايت مسلمانان مى‏تپد، و الّا داعى ندارند كه خود را با طرح اين‏ مسائل به دردسر بيندازند. اينها معتقدند كه مواضع اسلام در موارد گوناگون همان گونه‏اى است كه خود فكر مى‏كنند. به جاى پرخاش و كنار زدن آنها با پدرى و الفت با آنان برخورد كنيد. اگر قبول هم نكردند، مأيوس نشويد. در غيراين صورت خداى ناكرده به دام ليبرالها و مليگراها و يا چپ و منافقين مى‏افتند؛ و گناه اين كمتر از التقاط نيست. وقتى ما مى‏توانيم به آينده كشور و آينده سازان اميدوار شويم كه به آنان در مسائل گوناگون بها دهيم، و از اشتباهات و خطاهاى كوچك آنان بگذريم، و به همه شيوه‏ها و اصولى كه منتهى به تعليم و تربيت صحيح آنان مى‏شود احاطه داشته باشيم. فرهنگ دانشگاهها و مراكز غيرحوزه‏اى به صورتى است كه با تجربه و لمس واقعيتها بيشتر عادت كرده است، تا فرهنگ نظرى و فلسفى. بايد با تلفيق اين دو فرهنگ و كم كردن فاصله ها، حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند، تا ميدان براى گسترش و بسط معارف اسلام وسيعتر گردد ..


نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 93/03/09
زمان : 13:32
موانع فردی در ایجاد محفل هم اندیشی سالم
|

یکی از نیازمندی‌های حال حاضر در فضای دانشجویی، وجود محافل هم‌اندیشی و همه‌پرسی جهت نقد و بررسی افکار، اندیشه و آرای مطرح و موجود دانشجویان می‌باشد. امام حسین (ع) در حدیثی می‌فرمایند که: " من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر" از نشانه‌های عالم، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است[1]. اما اینکه چرا دانشگاه‌ها از چنین محافلی محروم هستند دارای دلایل مختلفی است که بصورت خلاصه به چند مورد دلایل فردی اشاره می‌شود.

عدم وجود روحیه و اخلاق بحث، بیان و انتقال صحیح اندیشه‌ها از اولین علت‌های آن می‌باشد. طرفین گفتگو اصولا بدون شناخت صحیح و آگاهی از نظرات مقابل با پیش فرض‌هایی، تعریفی از افکار فرد مقابل دارد و هنگام حاضر شدن در فضای بحث نه به جهت انتقال و تبادل افکار بلکه به جهت القاء و اجبار افکار خویش و با حالتی تدافعی در مقابل افکار طرف مقابل ظاهر می‌شود.

در اینگونه فضاها اغلب بدون شناسانده شدن افکار به یکدیگر و با پیش فرض‌های قبلی، بحث به جدل منجر می‌شود و وجود چندین بار جدل باعث ناامیدی در تشکیل فضای صحیح بحث می‌گردد. آنچه که یک طرف به عنوان اخلاق و رویه درست از دیگری انتظار دارد، خود برآورده نمی‌کند.

آن سو که قدرت و توان بیشتری از جمله در عرصه‌های اقتصاد، سیاست و... را دارد فراغت بیشتری در بیان عقاید دارد. در این حالت آزادی قبل و بعد از بیان که معیاری اساسی برای هر نوع جامعه‌ی دموکراتیک است زیر سوال می‌رود و سوی دیگر گفتگو معذوریت در بیان برخی عقاید خویش دارد و انسجام و توانمندی دفاع از اندیشه‌ی خود را از دست می‌دهد و با تحمیل عقیده‌ی سوی قدرتمند مواجه می‌شوند. در این خصوص امام خمینی (ره) در مقابل سوال تعریف آزادی بیان فرمودند: آزادى يك مسئله‏اى نيست كه تعريف داشته باشد. مردم عقيده‏شان آزاد است. كسى الزامشان نمى‏كند كه شما بايد حتماً اين عقيده را داشته باشيد. كسى الزام به شما نمى‏كند كه حتماً بايد اين راه را برويد. كسى الزام به شما نمى‏كند كه بايد اين را انتخاب كنى. كسى الزامتان نمى‏كند كه در كجا مسكن داشته باشى، يا در آنجا چه شغلى را انتخاب كنى. آزادى يك چيز واضحى است[2].

از دیگر دلایل، عدم توجه به اشتراکات و همدلی بر پایه‌ی آنها میان تبادل کنندگان اندیشه می‌باشد. خداوند در قرآن کریم می فرمایند که:"قُلْ يا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَکُمْ ..." ای اهل کتاب، بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است گرد آییم[3]. در واقع نیاز به چنگ زدن به اشتراکات، نقاط اتصال اندیشه های مختلف را شامل شده و فضای بحث را لطیف‌تر می‌کند. اما آنچه که امروزه رخ می‌دهد بی توجهی به اشتراکات و تخریب افکار مخالف با مسموم سازی فضای مباحثات و پر رنگ‌تر کردن حب و بغض‌ها جهت ممانعت از گفتگوی سالم و چاره ساز است.

آنچه که انتظار می‌رود، قشر دانشجو بایستی در فضایی پویا، دوستانه و به دور از پیش فرض‌ها و برچسب زنی‌ها اندیشه و افکار مختلف را شنیده و از میان آنها برترین را گزینش کنند که این امر مهم جز با تلاش فرد فرد دانشجویان، رفع موانع و همراهی مسئولین میسور نمی‌باشد.

 فَبَشِّرْ عِبادِ، الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ" پس بشارت بده بندگان مرا کسانی که سخن معروف را می شنوند و بهترین نحو از آن پیروی می کنند ، اینها کسانی هستند که خداوند هدایتشان فرموده و آنها (ایشان) خردمندانند[4].

 

زینب حیدری / اردیبهشت 93


 

[1] بحارالانوار، ج78، ص119

[2] صحيفه امام، ج‏10، ص: 94

 [3] آیه 64 سوره آل عمران

[4] آیه 17 و 18 سوره زمر

 


نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 93/02/26
زمان : 20:12
اگر دین ندارید آزاده باشید...
|

امام علی (ع) در خطبه ۲۷ نهج البلاغه فرموده اند: «شنيده ام كه يكي از آنها بر زن مسلماني داخل شده و ديگري، بر زني از اهل ذمّه. خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره اش را ربوده است و آن زن جز آنكه از او ترحم جويد چاره اي نداشته است. آنها پيروزمندانه، با غنايم، بي آنكه زخمي بردارند، يا قطره اي از خونشان ريخته شود، بازگشته اند. اگر مرد مسلماني پس از اين رسوايي از اندوه بميرد، نه تنها نبايد ملامتش ‍ كرد بلكه مرگ را سزاوارتر است."

پینوشت:
1.ﺑﯽ ﺣﺮﻣﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﺎﺣﺖ ﺧﻮﺑﺎﻥ ﻗﺸﻨﮓ نیستـــــــ ــــــ ـــــ ــــ ـــ ـــ ــ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
2.
آنروز که پشتـــــــــــ پرده افشا گردد
سیمای "گریم کرده" رســــــوا گردد
تزویــــر و ریا نمایشی ننگین است
زشت است اگرچه خوب اجرا گردد

استاد جواد محدثی

3.رسول اکرم (ص) فرمودند که خدای عزوجل فرموده است:

هر کسی بنده ی مومن مرا تحقیر و کوچک نماید آشکارا به جنگ و ستیز با من برخاسته است (اصول کافی)

4.

هلا دین فروشان دنیـــــــــــــا پرست
سکـــوت شما پشت ما را شکست
...
اگر داغ دیـــــــــــن بر جبین می زنید
چرا دشنه بر پشت دین می زنید؟!!

5.امام خمینی 66/5/23 در بیانات عید غدیر خم :
هرکس قیام کرد برای اقامه عدل سیلی خورد، ابراهیم خلیل ا... چون قیام کرد برای عدالت سیلی خورد و او را به آتش انداختند . در تمام دنیا از صدر عالم تا حالا بوده و تا آخر هم خواهد بود ، هر کس قیام کرد برای اینکه عدالت ایجاد کند ، حکومت عدل ایجاد کند ، سیلی خورده . پس ما گله ای نداریم چون قیام کردیم برای حکومت عدل , برای حکومت اسلامی ، سیلی بخوریم. ما باید زیادتر سیلی بخوریم، آن وقت یک نحو بوده حالا به نحو دیگری اما در این که تاوان را باید پس بدهیم مثل هم است . اگر فقط حضرت ابراهیم می آمد دعا می کرد ذکر می گفت ، در آتشش نمی انداختند . اگر حضرت رسول آن وقتی که در مکه بود فقط دعا میخواند کاریش نداشتند ، اما او با آن چیزیی که پیش آنها شریف بود مبارزه می کرد ، از این جهت باهاش مخالفت می کردند و اگر هم هر کس بنشیند و دعا بکنند کاریش ندارند! اگر مسلمانان هم بنشینند دست دراز کنند طرف خدا ، خدایا! رحمت کی را ، لعنت کن کی را ، و چی را، هیچ کس کارشان ندارد ، اما این خلاف سیره انبیاست. همه سیلی خوردند ما هم سیلی می خوریم و این سیلی است که به اسلام می خورد ، به ما نیست
این سیلی ای است که از صدر عالم تا حالا به مقدسات انبیا خورده است ، به شخص نبوده ،به مکتباشان سیلی زده اند

6.

خون دهنـــــــــــــم ریخته بر پیرهنم
بر پیرهنــــــــــــم ریخته رنگ سخنم
من حرف نمی زنم شنیدن پیداست
از دستی که گذاشتی بر دهنـــــــم

7.سه طایفه در ظلم شریک هستند: ظالم، کمک کننده به ظلم و راضی به ظلم...

8.امام خمینی در معرفی این بعد از سیره حضرت علی (ع) می گوید: «شخصیت این مرد بزرگ که امام امت شد، شخصیتی است که در اسلام و قبل از اسلام و بعدها هم کسی مثل او نمی تواند سراغ کند، یک موجودی که امور متضاد را در خودش جمع کرده [بود] . .....آدمی که جنگجوست به آن طور که جنگجویان بزرگ را، دلاوران بزرگ را، به هزیمت وامی دارد و می فرماید: اگر تمام عرب یک طرف باشند به من هجوم کنند من پشت نمی کنم! این آدم در عطوفت آن طور است که وقتی یک خلخال از پای یک زن یهودی ربوده اند می فرماید که مرگ برای انسان آسان است . . .»

...

آخر. و لایمکن الفرار من حکومتک....



:: موضوعات مرتبط: مطلب دینـــی، دلنوشته ها، و اما شعر
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 92/08/03
زمان : 23:17
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد...
|


هر نگاهی می تواند خلوتم را بشکند
کوزه ی تنهایی روحم سفالی تر شده

نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 92/07/11
زمان : 20:32
هقته دفاع مقدس....
|


لك‌ لك‌ها
بر لولة‌ تانك‌ها لانه‌ كرده‌اند
هواپيماهاي‌ جنگي‌ زمين‌ را شخم‌ زده‌اند
برداشت‌ روزنامه‌ها اين‌ است‌:
«جنگ‌ تمام‌ شده‌ است‌.»
...
برگشته‌ام‌
در آستانة‌ در
بازوانت‌ را مي‌گشايي‌
و من‌
با آستين‌هايي‌ كه‌ به‌ جيبم‌ سنجاق‌ است‌
تنها چهل‌ درصد آغوش‌ برايت‌ آورده‌ام


پینوشت:
1. شعر از علی اصغر داوری
2. هفته ی دفاع مقدس بر غیورمردان و شیرزنان این عرصه خجسته
3. زادروز استاد شجریان... کسی که اغلب موسیقی و آهنگ هایی که گوش کیدم از ایشون هست مبارک باد
4. بوی ماه مهر.... مباااااااارک و من باز معلمی را آغاز کردم
5.وقتی از سهمیه های جنگ شکایت می شود تنها این شعر کافی است که:

این زندگی قشنگ من مال شما
ایام سپید رنگ من مال شما
بابای همیشه خوب من را بدهید
این سهمیه های جنگ من مال شما....

آخر. زیاد حرفم نمی آید



:: موضوعات مرتبط: و اما شعر، شهدائنا
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 92/07/01
زمان : 15:54
کلــــــــــــــنا عباسک یا زینبــــــ (س)
|

این روزها بسیاری از دوستان هستند که می گویند چرا باید یک ایرانی با میل قلبی خویش هم که شده به سمت سوریه برای دفاع بروند؟ چرا برایشان منطقه ی عربیه سوریه مهم است؟
در مرحله ی اول باید بگویم که نظر شخصی من این است که شاید آنها نیز چون من خود را بیشتر یک مسلمانِ ایرانی میدانند... همانطور که شاعر گرانقدر اقبال لاهوری میگوید:


قلب ما از هند و روم و شام نیست / مرز و بوم ما بجز اسلام نیست
مسلم استی دل به اقلیمی مبند / گم شو اندر این جهان چون و چند 


البته این کلام به معنای نفی میهن دوستی نیست چرا که در روایان بسیاری ائمه ی اطهار نیز میهن دوستی را مورد توجه قرار داده اند و در پرداخت مالیات افراد را ابتدا معطوف به کمک شهر و همسایه ها و نزدیکان شهری دانستند.
اما آنچه ی بسیار حائذ اهمیت است این است که مرز اعتقادی تقدم رتبی به مرز جغرافیایی دارد. پس در حالی که ما وظیفه داریم حس حق گرایی و حق طلبی را در کشورمان داشته باشیم این حس نیز بایستی در مورد دیگر ملل وجود داشته باشید چه برسد که این حس برای حفظ حرمت حرم حضرت زینب سلامم الله علیهه باشد...



کلــــــــــــــنا عباسک یا زینبــــــ (س) ...



-------------------------------------------------
پینوشت:
1. متن کامل شعر اقبال لاهوری را در ایتجا بخوانید

2. روایاتی که در مورد میهن دوستی وجود دارد:

ـ امام على(ع): کشورها با میهن دوستى آباد شدهاند. (بحار الأنوار، ج 78، ص 45)
ـ امام على(ع): از بزرگوارى انسان است، گریستن او بر زمان سپرى شدهاش و علاقه او به میهنش و نگه داشتن دوستان دیرینهاش. (بحار الأنوار، ج 74، ص 264)
ـ روایت شده است که: دوست داشتن وطن از ایمان است. (سفینة البحار، ج 8، ص 525)
ـ پیامبر خدا(ص): خداوند نفرت دارد از مردى که در خانهاش بر او حمله کنند و او نجنگد. (عیون أخبار الرِّضا، ج 2، ص 28)
ـ امام على(ع): کدام خانه را بعد از خانه خود پاسدارى خواهید کرد؟

ـ امام على(ع) هنگام سستی یارانش در شرکت در جنگ: به خدا قسم که هیچ قومى هرگز در عمق خاکشان مورد حمله قرار نگرفتند مگر اینکه خوار و مغلوب شدند. اما شما کار جنگ را به یکدیگر حواله دادید و دست از یارى هم شستید، تا جایى که مورد حملات پیاپى واقع شدید و وطنهاى شما از تصرّفتان خارج شد.( نهج البلاغة، خطبه 27)


3. و اما فاضل نظری زیبا می گویند آن هم خطاب به امریکا و سایر عمال آن:

از صلح می‌گویند یا از جنگ می‌خوانند؟!

دیوانه‌ها آواز بی‌آهنـ ـ ـ ـ ـ ـگ می‌خوانند


4. سالگرد حاج داود کریمی... فردا 14 شهریور ساعت 17:30 ان شاءالله با حضور حضرت آیت الله امجد حفظه الله بر سر مزار این بزرگوار قطعه ی 29...

توصیه ی جالب حاج داود به یک خانم... 

حاج داود به من توصیه کرده بود : هرگز برای رهایی از گرسنگی غذای مسموم نخور"


5.دوست دارم یکی دلمو قرص محکم بگیره گاهی وقتی از شدت استرس تند تند میتپه...


6.یک اصل از حضرت حافظ رحمة الله علیه:

میان عاشق و معشوق فرق بسیار است

چو یار نـــــ__ــــاز نماید شما نیـــــــاز کنید

 

7. از امام خمینی/کتاب ولايت فقيه، ص 124

 امام صادق(ع) به فكر آينده بودند.

فكر امت بوده، فكر بشر بوده، فكر همه عالم بوده است
و مي‌خواسته بشر را اصلاح كند و قانون عدل را اجرا نمايد.
 

8. شاعر میگه:

مردی به اینکه عشق ده زن بوده باشی نیست

مردان قدرتمند تنها یکــــــــــــــــــــــــــ نفر دارند


9. ز مرتضی حیدری زبان حالمان با دلتنگی وصف ناشدنیه زیارت امام رئوف (ع)

با ما چه کرده است وجودت که سال هاست

تهران به مشــــــــــــــهد است بلیط قطارمان 

 ...

آخر. از محمد شریف.......... روحی فداک یا زینب (س)!

امروز اگر دور تــــــــو خناس زیاد است

رخصت بدهی بهر تو عباس زیاد است



 



:: موضوعات مرتبط: دو کلام حرف حساب، دلنوشته ها، و اما شعر
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 92/06/13
زمان : 21:41
اوصیکم به ورزش
|

قال رسول الله (ص): ان لربک علیکَ حقاً، وانَّ لجسدک علیک حقاً، ولاهلک علیک حقاً

پیامبر اکرم (ص) فرمودند :

پروردگار بر تو حقی دارد، وبدنت بر تو حقی دارد، وخانواده ات نیز بر تو حقی دارد

بحار الانوار : 70 / 128

...

 قال رسول الله (ص) : ان الله یحب الرجل القوی

رسول گرامی اسلام فرمود :

خداوند متعال انسان قوی ونیرومند را دوست دارد

بحار الانوار : 64 / 184

...

 قال رسول الله (ص) : حق الولد علی والده ان یعلمه الکتابة والسباحة والرمایة وان لا یرزقه الا طیباً وان یزوجه اذا بلغ ) 

رسول اکرم (ص) فرمود :

حق فرزند (پسر) بر عهده پدرش این است که به او نوشتن، شنا کردن وتیراندازی را آموزش دهد وروزی او را تنها از راه حلال وپاکیزه تهیه نماید

نهج الفصاحه : 293 / ح 1394

...

قال الإمام علی (ع) : (وسر البردین ، وغور بالناس ورفه فی السیر)

حضرت علی (ع) فرمود :

در بامداد وعصر که هوا خنک است راه پیمایی کن ودر وسط روز که هوا گرم است مردم را (برای استراحت وآسایش) باز دار وآهسته بران (تا ناتوانان نیز بتوانند همراه توانایان بیایند) 

نهج البلاغه فیض الاسلام : نامه 12 / 856

...

قال رسول الله (ص) : ( الهوا والعبوا فانی اکره ان یری فی دینکم غلظة) 

رسول خدا (ص) فرمود :

تفریح وبازی کنید زیرا دوست ندارم در دین شما خشونتی دیده شود

نهج الفصاحه : 105 / ح 531

...

قال رسول الله (ص) : (المؤمن القوی خیر واحب من المؤمن الضعیف) 

پیامبر اکرم (ص) فرمودند :

شخص با ایمان قوی ونیرومند از شخص با ایمان ضعیف بهتر ودوست داشتنی تر است

الاسلام والطب : ص 263

...

قال الإمام علي (ع) : (يارب ، يارب ، يارب ، قو على خدمتک جوارحي) 

حضرت على (ع) در فرازى از دعاى کميل عرضه مى دارد :

پروردگارا ! پروردگارا ! پروردگارا ! اعضاء وجوارح مرا ، در راه خدمت به خودت، قوى ونيرومند گران

مفاتيح الجنان ، دعاء کميل

...

  قال الإمام الصادق (ع):ولاتسمنوا تسمُّن الخنازیر للذبح

امام صادق (ع) توصیه فرمودند :

از چاق شدن همانند خوکهایی که برای ذبح نگهداری می شوند ، بپرهیزید.

الکافی : 6 / 270 ، والحیاه : 4 / 206

...

قال الإمام السجاد (ع) : (اللهمَّ اعطني ... الصحة في الجسم والقوة في البدن)

امام سجاد (ع) در دعاى ابو حمزه ثمالى عرضه مى دارد :

خداوندا ! سلامتى در جسم وتوانايى بدنى به من ارزانى فرما ! 

مفاتيح الجنان، دعاء ابو حمزه ثمالى

 


پینوشت:

1.قال زینب حیدری: اوصیکم به ورزش هم به خانوم ها هم آقایون. خانوم ها که بهانه بیارن توجیه میشه کرد آقایون رو اصلا و ابدا نمیشه توجیه کرد!! اما به هر حال هر دو قشر رو توصیه میکنم به ورزش...مداومت در ورزش و ا زاین قبیل... کوه/بدنسازی/ایروبیک/فیتنس/والیبال/بسکتبال/رزمی/فوتبال/... هر چی شد... ورزش باشه فقد :) انقدر نگید کار داریم نمیشه وقت نیست... چرا نباید بشه؟ چرا نباید برنامه ریزی مدون و درست برای ورزش داشت؟!!

2. در این لینک مطلب جالبی در مورد فرآیند ورزش در اسلام میتونید بخونید. 

3. یاد خاطراتم میفتم... خاطرات دوران کارشناسی... یکی از تفریحاتم این بود که با بچه ها تو سلف دانشگاه "مچ" بندازیم... فقد یک نفر بود نتونستم ببرمش اونم قهرمان ژیمناستیک بود... ملت میومدن تو سلف از پسرا حرف میزدند ما مچ مینداختیم :دی

4.یکی از فانتزی هام اینه هر جمعه برم کوه... یعنی خونمونن تو کوهپایه باشه :( هعی...

5. تقریبا میشه گفت همه ورزشی رو امتحان کردم اما هیچی مث فیتنس نمیتونه توی توان جسمی آدم تاثیر بذاره. آدم رو خیلی قوی میکنه... هیچ ورزشی هم مث رزمی منو خول نکرد... :) بابام میگفت اگر ادامه بدی فک کنم همه رو بگیری بزنی... والیبال از لطیف ترین ها بود... شنا هم از سری ورزش هاست که توش ظرافت خاصی نیازه... یادش به خیر هندبال از جذاب ترین و سریع ترین ورزش هاست... از ورزشی که همیشه بدم میومد و توش همیشه ناموفق بودم بسکتبال بود... از بس که توپ سنگین چند بار تو صورتم خورد شاید خاطره بد ساز شد و هیچ وقت نرفتم سراغش... به هر حال هر کسی بهتره با علاقه ای که داره بره سمت این کار... یادش به خیر معلم پرورشی که بودم یک سالی اجباری کردم ورزش صبحگاهی رو بس که حس میکردم این دخترای دهه هفتادی شلکی هستند... ما دبیرستانی بودیم تمام زنگ تفریح ها سریع توپ رو برمیداشتیم میرفتیم بازی... راهنمایی بودم یادمه همش با توپ و وقتی توپمون جلب میشد یا دستکش تو زمستون ها مث توپ درست میکردیم و بازی میکردیم (وسطی ها هر چیزی)... بازی های کودکیمونم بالابلندی و لی لی بود نه مث حالا که میشینند پای کامیپوتر... 

6. یکی از افرادی که فکر میکنم خوب بلده تو ورزش فیتنس آموزش بده این آقو هست که کارش بسیار خوبه! یعنی خوب بلده ورزش یاد بده...  با اینکه من کلا موسیقیه سنتی گوش میدم و از موسیقیه پاپ و راک و بقیشون که اسمشونم بلد نیستم حتا بدم میاد اما برای ورزش توی باشگاه مجبوری گوش میدم... (بماند که به قول یه عزیزی این باعث میشه صدای خوش حضرت داودد (ع) رو نشنویم) امروز یکی از موسیقی ها رو تو باشگاه پرسیدم اینو کی میخونه و اسم آهنگه چیه تا بیام حداقل ببینم داره کی میخوه و چی میخونه و ببینم دنیا دست کیه :) بهم گفت اسمش "اینا" است و آهنگ "هات" مام که زبان انگلیش مان بد عست اومدیم معنیشو ببینیم از اینجا دیدم چرت و پرت داره میگه مث که و به خرد ملت میده... برای این بانو آرزوی توفیق!!! روز افزون نمودیم  باشد که رستگار شود :دی  :))

7. از اینجا هم دعا در  پایان ورزش باستانی رو بخونید.

8. همینجا سر جاتون هم میتونید ورزش کنید مث این  البته یه چند تایی دیگه هم هستآ مثلا   که مال بچه مایه دار هاست و ما بیچاره ایم و از اینا نداریم. از اینام   حتا به ما نمیاد. یکی دیگه از چیزایی که من بشدت بهش علاقه دارم و نمیدونم اصن عایا ورزش عست یا نه اینه که ای جوری  کنم به نظر من که کلی ورزشه حالا خود دانید :)) اما از هر چه بگذریم این ورزش فوتبال رو من هنوز درک نکردم. با اینکه یه روزی عاشق فوتبال ایتالیا بودم و این کاناواروی دفاع (که تا حالا فکر میکردم هافبک بوده :دی) رو دوس میداشتم اما که چی... نه کی چی آخه؟  وزشه آخه این؟ :)) ورزش روزی ورزش بود که با بچه ها آلیسا آلیسا جینگیه آلیسا میکردیم وسط حیا مدرسه  و نمیدونستیم چقدررررر داریم ورزش میکنیم. یعنی تحرک بدنیمون بالا بود :) یادش به خیر...  




:: موضوعات مرتبط: دو کلام حرف حساب
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 92/06/04
زمان : 1:52
:)
|



:: موضوعات مرتبط: فوتو
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 92/06/03
زمان : 12:42
بر تو باد اعتقادی راسخ...
|

دخترم!

هر انسانی در زندگی اش شامل اعتقاداتی است که یا آنها را از خانواده و محیط بی واسطه ی تلاش خود کسب کرده یا برای یافتن چرایی های ذهنش با تلاش و تحقیق به دنبال مطالعه گشته و یافته هایی دارد... هر چه هست و هر چه نیست حقایقی است که در آن زمان به آن رسیده ای. حتا اگر فی حد ذاته آن مساله را اشتباه یافته باشی یادت باشد آن لحظه باید در آن یافته چنان قوی باشی و تمام پاسخ هایت را به شک های درونی ات داده باشی که از عمق وجود و قلب و اعتقاد و ذهنت بتوانی از آنها دفاع کنی. انسان به همین اعتقادات زنده است... برای یافتن این اعتقادات راسخ هم باید حسابی فکر کنی و تلاش... اصلا انسانی که برای خودش یک بسته ی فکری و عقیدتی نداشته باشد که از آنها دفاع کند و حول آنها زندگی اش را بچرخاند زندگی اش با زندگی "سیب زمینی" ها چه فرقی دارد؟ :)

دخترم! برای هیچ کس و هیچ مساله ای ار اعتقادات خودت کوتاه نیا. اگر اعتقادی داری بر رویش راسخ باش زیرا اگر در مواجهه با راهی خطا که از راه اعتقاداتت میگذرد به مشکلی برخورد کردی تنها تو را به فکر کردن بر مسیری که انتخاب کردی و آنچه معتقدی وادار میکند... اما اگر راهی را خلاف عقیده ات رفتی ناراحتی از شماتت اینکه حقیقت را یافته بودم و عمل نکرده درد بیشتری دارد... شماتت اینکه برای چه و که هزینه داده ای!

دختر گلم! گاهی پاسخ کوتاه آمدن از اعتقاداتت آنقدر سنگین هست که باعث شود چنان سخت شوی که دیگر از هر چه ضمیر "برای. بخاطر. با. بواسطه ی..." بدت بیاید... و فراری باشی... پس نگذار کارت به اینجا کشیده شود...

بگذار هر راهی را که طی میکنی با بال های خودت باشد و به سوی مقصد خودت... حتا اگر این بال شکسته شود... حتا اگر مسیر پروازت اشتباه باشد...

همه ی اینها را گفتم! این را شدیدتر بگویم که مغرور نباش... همیشه بگذار بر وجودت ورودی هایی از حقایق یا حتا ناحقایق برسد و تو حق انتخابت را با فکر کردن عمیق و آماده کردن قلبت برای پذیرش حقایق اماده کنی... اما داستان پذیرش چیزی که هنوز بر تو مستدل نشده و به آن معتقد نشدی چیز دیگری است و این دو با هم در تضاد هستند.

ضمنا بسیار عاشقت هستم و مادر به فدایت :)


پینوشت:

1.البته شک مقدمه ی شناخت است

2.الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ (زمر18)

  • آن کسانی که به سخن گوش می دهند و از بهترين آن پيروی می کنند ، ايشانند کسانی که خدا هدايتشان کرده و اينان خردمندانند

3.وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ (زمر17)

  • و [لى‏] آنان كه خود را از طاغوت به دور مى‏دارند تا مبادا او را بپرستند و به سوى خدا بازگشته‏اند آنان را مژده باد، پس بشارت ده به آن بندگان من كه...

4.لغت نامه ی دهخدا: راسخ . [ س ِ ] (ع ص ) استوار و پای برجای . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ثابت . برقرار. پایدار. (ناظم الاطباء). استوار. ج ، راسخون . (دهار). استوار و برجا. (غیاث اللغات). بیخ آور: جبل راسخ ؛ کوه بیخ آور. (یادداشت مؤلف ) : 

راسخان در تاب انــــــــــــوار خدا
نی بهم پیوسته نی از هم جدا

5.مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا (23 احزاب)
  • از مؤمنان مردانی هستند که به پيمانی که با خدا بسته بودند وفا کردند، بعضی بر سر پيمان خويش جان باختند و بعضی چشم به راهند و هيچ پيمان خوددگرگون نکرده اند

6.تا خودتو باور نداشته باشی توقع نداشته باش دیگران باورت داشته باشن



:: موضوعات مرتبط: برای دختـــــــــــرم
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 92/06/01
زمان : 19:51
خدا
|

محمد حسین حیدری: ایندرا، تائو، اهورامزدا، برهمن، یهوه، الله، پروردگار… جهانیان تو را اینگونه صدا میزنند اما به راستی تو کجایی؟ خیلی کوچکتر که بودم وقتی می پرسیدم خدا کجاست میگفتند میگفتند: آن بالاها!کمی که گذشت گفتند: همه جا! کمی بزرگتر شدم گفتند: هیچ جا! خدا که جا و مکان ندارد!

اما من میدانستم تو بالاخره یک جایی هستی! هر چندهم که برایم دلایل فلسفی بیاورند که تو جا و مکانی نداری ولی هیچ جای هیچ جا که نمیشود! من تو را با تمام وجود درک میکنم. من با تو صحبت میکنم! حالا شاید آنطور که کوچک بودم میگفتند آن بالاها نباشی ولی حتما یکجایی هستی. گذشت… تا وقتی که به این حدیث قدسی برخوردم. آن را شاهدی گرفتم بر مدعای شرک آلودم(!) و به همه آنهایی که میگفتند خدا هیچ جا نیست نشان میدهم:

لایسعنی ارضی و لا سمائی ولکن یسعنی قلب عبدی المومن

نه زمین گنجایش مرا دارد و نه آسمان. ولی دل بنده ی مومن من، گنجایش من را دارد


پینوشت: داشتم این بغل سمت راست آدرس وبلاگ اخوی العزیز و جیگر را عوض میکردم که به ناگاه این پستش رو دیدم خوشم اومد :) این هم لینک مطالب عزیز دل. دوستان استفاده ببرید :)

:: موضوعات مرتبط: دو کلام حرف حساب، دلنوشته ها
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 92/05/30
زمان : 0:6
واصبروا...
|

صبــــــر کردن گاهی معجزه می کند؛
تنهایــــی تان را پیش فروش نــــکنید؛
فصلش که شود، به قیــــــمت می خـــرند ...!



پبنوشت: هر چقدرم ببینم دیگران در ارزش گذاشتن من افراط و تفریط میکنند.. گاهی زیادی عاشقند گاهی زیادی مغرور گاهی زیادی منو میبرن بالا گاهی زیادی میارن پایین.. به کسی کاری ندارم... میدونم یکی هست که ارزش منو اونطور که هستم خواهد دونست... یکی که مثل هیچ کس نیست... فقط باید سعی کنم هر چی میشه آدم هایی که در حلقه ی زندگیم نمیتونند باشن رو بذارم بیرون حلقه...



:: موضوعات مرتبط: دو کلام حرف حساب
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 92/05/28
زمان : 5:1
بیا مسافــــــــــــــــر غریب صحرا....
|

بیا مسافــــــــــــــــر غریب صحرا

قشنگ ترین یوسف زهرا

گریه کن این روز و شب ها

بیــــــــــــا

ای همه ی کار و کَسِ ما

یه نیم نگاه تو بسِ ما

خوش اومدی به مجلس ما

بیــــــ ـــ ــ ـــ ـــ ـــ ــ ــا

ما رو برای گریـــــــــــــــــــــــه

کنار خود سَوا کن

سینه زنِ حسیـــــــــــــن رو

از کربلا دعا کن

در به درم یه عمره

برای یک نشونتــــــــــــــــــــ

تو روضه ها می گردمـ

پی نشونِ خونت

آقایِ من کجــــــایی؟!

ببیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

صدقه ی سرت آقا جون

چه سفره ای پهن برامون

صدات میاد تو روضه هامون

آقـــــام

جمعه ی اول محــــــــــــــرم

قدم بذار رو چشم ما هم

بیا برای ما بده دم

آقــــــــــــــــام

اگه میشه نیایی

شب علی اصغر

گمون کنم جلو در

نشستی پیش مادر

باید خودت بخونی

روضه ی قطح آبُ

شرم دلِ عموتو

داغ دلِ ربابُ



پینوشت:

1. این روضه با صدای حاج محمود کریمی را از اینجا دانلود کنید و دلتنگـــ تر برای روضه ی ارباب بشید

2. رمضان و محرم دو ماه ای است که در اون آرامش عجیبی هستــــ رمضان رفت و مشتاق محرمی هستم که شاعر میگه

شعبان ولی حریفـــــ مُحَرم نمی شود

دلتنگ شال عزای اربابم...

3.ایمیل وارده:

در ضلع شرقی مسجد جامع بازار تهران غذا فروشی داشت.
مرحوم حاج میرزا احمد عابد نهاوندی معروف به« مرشد چلویی»

روی تابلوی بالای دخل مغازه اش نوشته شده بود:
« نسیه و وجه دستی داده می شود، حتی به جنابعالی به قدر قوه»
 مرحوم مرشد در جلوی آشپزخانه ای که ایستاده بود، گفته بود کسانیکه میخواهند غذا بیرون ببرند، هدایت کنید تا از نزد او بگذرند چون بیشتر کسانی که غذا بیرون میبردند، بچه ها و نوجوانانی بودند که برای کارفرمایان وصاحبان مغازه های بازار غذا میگرفتند و میبردند و خودشان از آن غذا محروم بودند. مرحوم مرشد کودکی که با ظرف غذا در دست، نزد او میآمد قدر پلوی زعفرانی روی بادیه او میریخت و ظرف را کامل میکرد و بعد تکه کباب یا لقمه گوشت یا اگر تمام شده بود، ته دیگی زعفرانی داخل روغن میکرد و دهان آن پسربچه یا نوجوان میگذاشت!
و همینطور فقیران و مسکینان صفی داشتند که از داخل راهرو شروع میشد و به اول سالن مغازه ختم میگشت.افراد فقیری که معمولاً عائله مند بودند و بعضی مورد شناسایی مرحوم مرشد قرار داشتند، هر روز میآمدند و به نسبت تعداد عائله خود غذای رایگان و خرجی یومیه میگرفتند.

این شعر از آن مرحوم است:
کو آن کسی که کار برای خدا کند؟
بر جای بی‌وفائی مردم وفا کند

هرچند خلق سنگ ملامت بر او زنند
بر جای سنگ نیمه شبها دعا کند

و نتیجه ی این ایمیل منو یاد حرف شاگرد آیت الله جوادی آملی (حفظه الله) انداخت که میگفتند آخر همه ی این درس و بحث ها میخواد بگه عبادت به جز خدمت خلق نیست...

4.حضرت آیت الله امجد (حفظه الله) شب های قدر امسال میگفتند وقتی دلت میگیره و میخوای با خدا حرف بزنی فقط این چند زمزمه رو بکن و با خدا بگو:
پریشانم پریشانم پریشان... پشیمانم پشیمانم پشیمان...

5.دلنوشت:
دیری است دلم چشم به راهت دارد
ای عشق سری به خانه ی ما نزدی

6. وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ (186بقره)

7.سالگرد بازگشت آزادگان عزیز مبارک...

ای نخل های سوخته! ای دشت های دور 
دیگر از آب بوی شفاعت نمی رسد
با ما که بی نصیب تر از خاک تشنه ایم
دیگر صدای سرخ شهادت نمی رسد

8. بی سر و سامان تو ام یاحسیـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ‌ـین (ع)

9.
عـــرق کهنه ی شــیـراز مـرا مـسـت نــکــرد
چـای روضــه اربــابــــ زمــیــن گـــیــرم کــــرد

10.دلتنگ ناحیه ی مقدسه ای سخت سنگین ام...

...

 
آخر. ربط این پینوشت ها تنها در دل من است (گاهی موقع ها انقدر تو ذهنم پینوشت هست و دوس دارم بنویسم... امشب هم از اون موقع ها بود...)




:: موضوعات مرتبط: دلنوشته ها، و اما شعر
نویسنده : زینب حیدری
تاریخ : 92/05/27
زمان : 0:53